باید عنوان کرد با اینکه اسلام دستور حفظ حجاب به زنان داده، اما اصل پوشش مخصوص خانمها نیست و بر مردان نیز تا حدودی لازم است. با این حال فلسفهی پوشش برای بانوان به چند چیز برمیگردد. بعضی از آنها جنبهی روانی دارد و بعضی جنبهی خانوادگی و بعضی دیگر جنبهی اجتماعی.
چنانچه به گفته تحلیلگران از جنبهی روانی، حجاب به بهداشت روانی اجتماع کمک کرده و از جنبهی خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زن و مرد شده و از جنبهی اجتماعی هم موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع میگردد.به عبارتی، اسلام میخواهد انواع لذتهای جنسی، چه بصری و لمسی و …، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوییهای جنسی به هم میآمیزد، اسلام میخواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.
چنانچه به ادعای اندیشمندان غربی اگر قرار بود با بیحجابی جامعه حفظ شود هیچگونه تجاوز و تعدی نسبت به بانوان در کشورهای غربی نمیبود یا آمریکاییها با این حجم بالای بیحجابی و روابط آزاد، چشم و دلشان سیر بود در حالیکه آمارها و گزارشات رسمی چیز دیگری میگوید. آمار منتشر شده نشان میدهد رتبه دهم و دوازدهم سرچ آمریکاییها در گوگل مربوط به سایتهای مستهجن و پورن است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل؛ آمریکا یکی از آزادترین و بیقید و بندترین کشورهای جهان در نوع پوشش زنان است. گفتنی است که پوشش بیشتر زن، سبب میگردد تا ارزش زن در برابر مرد بالا رود. حریم نگهداشتن زن میان خود و مرد، یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اگر اسلام تأکید کرده است که زن متینتر و باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مردان نگذارد؛ برای آن است که بر احترام زن افزوده شود و مانند کالای بیارزشی تلقی نگردد که به راحتی در اختیار همگان است.به عبارت دیگر، پوشیده بودن زن، در همان حدودی که اسلام تعیین کرده، موجب کرامت و احترام بیشتر او است؛ زیرا او را از تعرض افراد فرومایه و فاقد اخلاق مصون میدارد، پس حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است، هم مصونیت زن را در پی دارد و هم مصونیت جامعه را در آلوده شدن به گناه.
![]()