پشت پرده اتفاقات دنیا؛ واقعیت این است که اتفاقاتی که برای ما می افتد، ظاهری دارد و باطنی. ما فقط ظاهر را می بینیم و از باطن آگاهی نداریم.
برای همین قرآن می فرماید که شاید از واقعه ای ناراحت بشوید، حال آنکه خیر شما در آن باشد! در قضیه موسی و خضر علیهماالسلام، موسی از خضر می خواهد که همراهی اش کند تا از خضر دانش بیاموزد. اما با کمال شگفتی خضر می گوید تو نمی توانی در برابر اتفاقاتی که من به امر خدا (بر پایه علم به باطن آن ها) رقم می زنم صبر کنی. بله، خضر به ابوابى از علوم احاطه داشته که مربوط بـه اسـرار بـاطـن و عمق حوادث و پدیده ها بوده، در حالى که موسى نه مامور به باطن بود و نه از آن آگاهى چندانى داشت و در چـنـیـن مواردى بسیار مى شود که چهره ظاهر حوادث با آنچه در باطن و درون آنها است متفاوت است، چه بسا ظاهر آن بسیار زننده و یا ابلهانه است، در حالى که در باطن بسیار مقدس، حساب شده و منطقى است . در چنین موردى آنکس که ظاهر را مى بیند عنان صبر و اختیار را از کف می دهد، و به اعتراض و گاهى به پرخاش برمى خیزد. موسی که موسی بود نتوانست تحمل کند و خضر ناچار شد دوباره به او تذکر دهد. پس از باطن اتفاقات نباید غافل شد!قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا (کهف / آیه ۷۲)ترجمه: {خضر به موسی} گفت نگفتم تو هرگز نمیتوانی با من شکیبائی کنی؟!
![]()